موقعيت و وسعت
شهرستان نيشابور يكي از شهرستان هاي بخش مركزي استان خراسان رضوي است كه بين 58 درجه و 19 دقيقه تا 59 درجه و 30 دقيقه طول جغرافيايي و 35 درجه و 40 دقيقه تا 36 درجه و 39 دقيقه عرض جغرافيايي در حاشيه شرقي كوير مركزي ايران واقع شده است . بخش اعظم اين شهرستان در دشت نسبتاً وسيعي قرار گرفته كه از شمال ( بوسيله ارتفاعات بينالود ) به شهرستان هاي چناران و قوچان ، از شرق به شهرستان مشهد ، از جنوب به شهرستان هاي تربت حيدريه و كاشمر و از غرب به شهرستان سبزوار و از شمال غربي به شهر ستان فاروج در استان خراسان شمالي محدود است .
شهر نيشابور نيز در 110 كيلومتري غرب مشهد و 768 كيلومتري شرق تهران واقع است. وسعت شهرستان نيشابور بالغ بر 8722 كيلومتر مربع بوده كه معادل 9/2 درصد وسعت استان و 53/0 درصد وسعت كل كشور مي باشد.
آب و هوا
چگونگي آب و هواي نيشابور توسط دو عامل مهم زير تعيين مي گردد :
1ـ با توجه به توده هاي مهم هوا ( جريان هاي هوايي سيبري ، مديترانه اي ، شمالي و غربي اقيانوس اطلس ، موسمي اقيانوس هند و صحرايي عربستان ) كه به طور كلي شمال شرق كشور را تحت تأثير خود قرار مي دهند.
2ـ ارتفاع و جهت رشته كوه هاي بينالود و كوه سرخ كه دشت نيشابور را احاطه كرده اند.
تابستان هاي طولاني خشك و گرم زمستاني سرد و كوتاه از خصوصيات آب و هوايي منطقه مي باشد. با توجه به اختلاف زياد ارتفاع ( حدود 2300 متر ) بين دشت نيشابور و كوه هاي منطقه ، شرايط خاص آب و هوايي در اين شهرستان حاكم بوده است.
تعداد و توزيع جمعيت
بر اساس نتايج سرشماري 1375، جمعيت نيشابور 412904 نفر بوده كه 169131 نفر آن ( حدود 41 درصد ) در نقاط شهري و 243773 نفر ( حدود 59 درصد ) در نقاط روستايي سكونت داشته اند. سهم جمعيت شهرستان از كل جمعيت استان خراسان (6047661 نفر ) حدود 83/6 درصد است و تراكم جمعيت در اين شهرستان 3/47 نفر در هر كيلومتر مربع مي باشد كه در مقايسه با تراكم نسبي جمعيت استان ( حدود 20 نفر در هر كيلومتر مربع ) 3/27 نفر در هر كيلومتر مربع بالاتر است.
بر اساس آمار سال 1385 جمعيت شهرستان به 448170 نفر رسيده است. از اين تعداد 237365 نفر در مناطق شهري(53 درصد) و 210805 نفر (47 درصد) در مناطق روستايي اسكان دارند.
شهرستان نيشابور بر اساس آخرين تقسيمات سياسي كشوري ، داراي 6 بخش ، 17 دهستان ، 609 آبادي داراي سكنه و 7 شهر به نام هاي نيشابور ، دررود ، خروين ، فيروزه و قدمگاه ، عشق آباد و چكنه مي باشد.
توزيع جمعيت نيز در اين شهرستان نشان دهنده اين است كه جمعيت در سطح بخش ها و به تبع آن دهستان هاي پيرامون شهر نيشابور و نيز بخش زبرخان يعني قسمت هاي مركزي و شرقي شهرستان از تراكم بالاتري برخوردار بوده ، برعكس مناطق واقع در شمال و جنوب شهرستان تراكم جمعيت شان كمتر است.
صنايع دستي
مهم ترين صنايع دستي رايج در شهرستان نيشابور ، صنايع قالي بافي و گليم بافي است. صنعت قالي بافي در بيش از 470 روستا و صنعت گليم بافي در 27 روستاي اين شهرستان عمدتاً به صورت كار اصلي و يا به صورت فعاليت جنبي و مكمل در كنار ساير فعاليت هاي اقتصادي رايج انجام مي گيرد. آمادگي و توانمندي نيشابور در بخش صنعت قالي بافي به گونه اي است كه اقدام به بافتن قالي هايي با متراژ چند هزار متري و در نوع خود بزرگ ترين در سطح جهان مي نمايد . از ديگر صنايع دستي موجود در شهرستان نيشابور مي توان به 4 كارگاه صنايع سفالگري ، 4 كارگاه صنايع نمدمالي ، 2 كارگاه صنايع پارچه بافي ، 7 كارگاه صنايع ريسندگي نخ ، در يك روستا گيوه بافي و در يك روستا حصير بافي اشاره نمود.
سابقه سكونت و فرهنگ
نيشابور در رهگذر تاريخ پرفراز و نشيب خود ، به واسطه برخورداري از موقعيت خاص جغرافيايي ارتباطي ، خاك حاصل خيز و آب و هواي مناسب ، همواره مورد توجه اقوام مختلف بوده است. قبل از ورود آريايي ها مشخص نبوده كه چه اقوامي در آن سكونت داشته اند ، اما هنگام ورود قوم آريايي به ايران ، تيره اي از آنان به نام « پارت ها » ( اقوام داهه ) در منطقه ي خراسان ( و نيشابور ) سكونت گزيده و به آبادي و عمران آن پرداخته اند . اين اقوام قبل از تسلط اسلام ، چندان با اقوام همسايه در نياميختند ولي پس از آن با موقعيت خاص نيشابور ، اين سرزمين مورد توجه اعراب قرار گرفت و عده اي از عساكر عرب در آن مسكن گزيدند . پس از آن ، جمعيت ها و اقوام ساكن در نيشابور يا همواره مورد توجه وهجوم اقوام مختلف همچون تركان غز ، تركمن ها ، ازبكان ، مغولان ، تيموريان و افغان ها قرار گرفته و موجب آميختگي نژادهاي مختلف در اين شهر شد و يا توسط زلزله هاي مكرر و بنيان كن ، جمعيت هاي بزرگ نيشابور به كام مرگ رفته ، جوامع و گروه جديدي جايگزين آن ها گرديدند. به هر روي ، اين شهرستان ميدانگاه مبارزه و برخورد افكار و عقايد مختلف و پايگاه منازعات و تعصبات متفاوتي بوده كه از يك سو سبب بروز جنبه هاي رنگارنگ قومي و فرهنگي شده و از سوي ديگر اين امر ، غناي فرهنگي و تمدن آن را در دوره هاي مختلف حيات تاريخي نيشابور به دنبال داشته است.
به عبارتي ديگر ، پايتختي نيشابور در دوره اساطيري تاريخ ايران ، وجود آتشكده آذربرزين مهر ، يكي از سه آتشكده مقدس و اهورايي زرتشتيان ، در اين شهر ، دومين شهر ايران در عصر صفاريان ، سامانيان ، سلجوقيان و غزنويان بودن ، وجود بيست و هفت باب از سي و سه باب اولين مدارس و دانشگاه هاي جهان اسلام در آن ، تأسيس نظاميه نيشابور قبل از نظاميه بغداد ، ثبت حديث معروف سلسله الذهب از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) توسط چندين هزار نويسنده با قلمدان هاي مرصع در اين شهر ( به سال 200 هـ . ق ) ، مأمن تشنگان علم و معرفت سرزمين هاي اسلامي در قرن 4 و 5 هـ .ق ، زادگاه چهار فرقه عرفاني ملامتيه ، كراميه ، بكتاشيه و جوريه بودن ، مركزيت تصوف و عرفان جهان اسلام در قرن چهارم ، ظهور بيش از چهارهزار و سيصد نفر شخصيت برجسته علمي و فرهنگي تا ربع اول قرن ششم در اين شهر ، پرورش مشاهيري چون عطار ( يكي از سه ضلع مثلث ادبيات عرفاني ايراني ) ، حكيم عمر خيام ( شاعر ، منجم و رياضي دان برجسته جهان اسلام و بزرگ ترين عالم جبر دوران هزار ساله قرون وسطي) ، فضل بن شاذان و ... همه و همه شواهدي بر سابقه درخشان تمدن و فرهنگ غني اين شهرستان در گذشته بوده كه در فصل هاي پيشين نيز به گوشه اي از آن ها اشاره شده است.
تركيب قومي و مردم شناسي
ـ خاندانهاي معروف قديم نيشابور
از خاندان هاي معروف نيشابور در گذشته مي توان به : خاندان هاي ميكاليان ، عماريان ، شداديان ، انماطيان ، قاضيان ، سيمجوريان ، بديليان ، دلشاديان ، خاندان هاي منيعي ، صاعدي ، محمي ، مزكي ، مومل ، ناصحي ، سراجي ، شجاعي ، صفار ، شحامي ، نيلي ، عيار ، سياري ، عنبري ، بحيري و نيز تعدادي از خاندان هاي غير مسلمان شامل يهودي ، زرتشتي و مسيحي اشاره نمود كه در قرن هاي چهارم تا دهم هجري قمري در پيشبرد دانش و فرهنگ اين سرزمين نقش مهمي را ايفا نموده اند.
ـ طوايف و خاندان هاي فعلي نيشابور
برخي از طوايف و خاندان هاي متعددي كه هم اكنون در نيشابور ساكن هستند ، عبارتند از :
ـ در شهر نيشابور و حومه آن اختلاطي از اقوام فارس زبان ها ، كرد زبان ها و معدودي از قوم بلوچ زبان و كولي ها .
ـ در قسمت هاي جنوبي شهرستان علاوه بر وجود خاندان هايي از اقوام فارس زبان چون بهمدي ، ترابي ، عارفي ، عشقي ، ماروسي و ... تعدادي نيز از اقوام بلوچ و ترك با حفظ زبان اوليه شان وجود دارند.
ـ در قسمت هاي شرقي شهرستان ، عمدتاً فارس ها شامل : خاندان هاي موسوي ، گنجعلي ، قدمگاهي ، درودي ، بوژاني ، حسيني ، اكبري ، غيبي ، صادقي ، رحمتي ، عليخاني ، قهاري ، ميرشاهي ، عبدي ، شرفي ، اسماعيلي و ... و برخي اقوام ترك زبان شامل خاندان هاي رحماني ، قدمياري ، مرشدلو ، حيدري ، ايرواني و ... مي باشند.
ـ در قسمت هاي شمالي و غربي نيشابور نيز خاندان هاي اقوام فارس زبان و ترك زبان شهرستان ، نظير : رضوي ، حسيني ، علي كاظم ، حاج قنبرها ، كربلايي اسدها ، آقاها ، صادقي ها و ... با خاندان هاي كرد زبان ( از طوايف كردان زعفرانلو ، توپكانلو ، عمارلو و ورانلو ) همچون : كركانلو ، كال ميشي ، فرهادخاني ، لطيفي ، ترابي . شيرقاضي ، آقامحمد خاني ، سمكان ، زينلي و صميمي به طور اختلاطي و تا حدودي با حفظ برخي از آداب و رسوم قومي و محلي خود ، در كنار يكديگر زندگي مي كنند.
به طور كلي تركيب قومي شهرستان نيشابور در حال حاضر از اختلاط اقوام فارس ، ترك ، كرد و بلوچ تشكيل شده است و تنها مي توان از لحاظ زباني اين تركيب را شامل : 89 درصد فارس زبان ، 2/10 درصد ترك زبان ، 6/0 درصد كردزبان و 2/0 د رصد بلوچ زبان مشخص نمود.
ويژگي هاي فرهنگي مردم نيشابور
ـ زبان و دين
مردم نيشابور ضمن وقار و متانت در حركات خود ، داراي زبان فارسي با گويش محلي مي باشند كه براي ناآشنايان به لهجه نيشابوري ، درك و فهميدن آن مشكل نيست ، زباني بسيار نزديك به زبان فارسي دري با تركيباتي مشحون از واژگان سره و ناب فارسي ، گويش نيشابوري را تشكيل داده است. اقوام ترك شهرستان ، زبان اجدادي خود را حفظ و با يكديگر به تركي خاصي كه خيلي به فارسي نزديك و از تركي ساير نقاط چون آذربايجان فاصله گرفته ، گفت و گو مي كنند ولي زبان غالب آن ها فارسي است . كردهاي شمال شهرستان نيز مانند ترك ها ، با يكديگر به كردي سخن مي گويند اما در اجتماع ، به فارسي تكلم مي كنند.
دين مردم نيشابور ، اسلام و مذهب آنان شيعه اثناعشري است . در آبان سال 1375 ، از جمعيت 412904 نفري شهرستان نيشابور ، 81/99 درصد را مسلمانان ، 03/0 درصد را زرتشتيان و16/0 درصد را پيروان ساير اديان و يا افرادي كه دين خود را اظهار نكرده اند ، تشكيل داده اند. بدين ترتيب پيروان اديان ديگر بسيار اندك هستند و پيروان مذاهب ديگر اسلامي نيز درصد بسيار كمي را تشكيل مي دهند كه مهم ترين شان فرقه اسماعيليه است كه در روستاهاي : داغي ، فردوس و ديزباد عليا ( بالا ) ساكن مي باشند.
آداب و رسوم محلي مردم نيشابور
با توجه به اين كه بسياري از آداب و رسوم محلي مردم نيشابور با كم و بيش اختلاف ، داراي تشابهات زيادي با فرهنگ و رسوم محلي مردم خراسان است ، به واسطه حضور رسانه ها ، اين رسوم و سنت ها در حال كم رنگ شدن است و آن اصالت و سنتي بودن خود را آهسته آهسته از دست مي دهد .
هنرها ، فنون و صنايع دستي
ـ هنرها : از جمله هنرهاي دستي اين شهرستان ، ساخت برخي ابزار موسيقي است كه عبارتند از: قشمه : ( دوعدد فلوت به هم چسبيده ) ، سرنا ، دهل ، دوتار ، سه تار ، تار و دايره زنگي ـ كه توسط خراط ها ساخته مي شوند . ( اجراي موسيقي نيز معمولاً در جشن هاي عروسي ، ختنه سوران و ساير جشن هاي منطقه صورت مي گرفته است ) .
در اين شهرستان همچنين هنر رقص شامل رقص هاي مردانه : چوب بازي ، دستي ، كردي و رقص هاي زنانه : رقص محلي ، جان بي بي ، كردي ، دستي و دستمال بازي مرسوم است كه غالباً در مراسم عروسي و شادي به اجرا در مي آيد.
از ديگر هنرها ، هنر نمايش شبيه خواني بوده كه گروهي از شمايل گردان ها و بازيگران اين نمايش در ماه هاي محرم و صفر ، نقش هايي را از قهرمانان اصلي قيام عاشورا ايفا مي نمايند تا حوادث و وقايع شهادت امام حسين (ع) را احيا و در خاطره مردم زنده نگه دارند.
فنون و صنايع دستي :
از عمده ترين فنون و صنايع دستي نيشابور ، فنون ساخته ها شامل آهنگري ، نجاري ، سفالگري ، مسگري ، پلاس بافي ، حصيربافي ، قالي و قاليچه بافي ، رنگرزي ، نمدمالي ، كلاه مالي و فيروزه تراشي است كه برخي از آن ها به دليل ورود ابزار و فناوري هاي جديد ساخت به كلي متحول شده اند و برخي چون صنعت فيروزه تراشي ـ علي رغم قدمتي كه دارد ـ با توجه به وجود مرغوب ترين نوع جهاني آن در اين شهرستان ، هنوز جايگاه اصلي خويش را بازنيافته است.
سوغات نيشابور
ـ فيروزه
نيشابور علاوه بر مهد علم و فرهنگ دوره هايي از تاريخ تمدن اسلامي و زادگاه گروهي از دانشوران و مردان نامدار تاريخ ايران ، از دوره هاي بسيار كهن نيز به داشتن جواهري گران بها به نام فيروزه به شهرت جهاني رسيده است.
از تاريخ دقيق كشف فيروزه و نحوه استخراج آن در گذشته هاي دور و به ويژه تا پيش از زمامداري پادشاهان صفوي ، اطلاعات جامعي در دست نيست اما احتمال مي رود كه در اوج شهرت و آباداني نيشابور ، ساكنين اين منطقه از وجود فيروزه و نحوه استخراج آن آگاهي داشته ند.
قديمي ترين اسنادي كه در مورد فيروزه نيشابور سخن گفته اند ، كتاب هايي نظير :
ـ كتاب « جهان نامه » تأليف محمد بن بكران ( خراساني ) ، كه در سال 605 هجري قمري به نام سلطان علاء الدوله ي خوارزمشاه تأليف شده .
ـ « عرايس الجواهر و نفايس الاطايب » ابوالقاسم عبدالله كاي ( به سال 700 هـ .ق ) و « تنسوخ (ق) نامه ايلخاني » منتسب به خواجه نصيرالدين طوسي مي باشد.
در طي دوره صفويه و پس از آن ، سياحان خارجي و داخلي نظير ژان باپتيست تاورنيه ( جواهر سازي مشهور فرانسوي به سال 1046 هـ .ق ) ، فريزر ( 1238 هـ ق ) ، آرثور كانالي ( 1246 هـ ق ) ، ژنرال فريه ( 1261 هـ ق ) ، كرزن ( 1309 هـ ق ) ، صنيع الدوله (1303 هـ .ق ) و ... از فيروزه و فيروزه تراشان نيشابور بسيار سخن گفته اند و برخي ( ژنرال فريه ) اشاره كرده اند كه عده اي از فيروزه تراشان نيشابور از « بدخشان » ، به اين شهر آمده اند.
معادن فيروزه نيشابور در 53 كيلومتري شمال غربي مركز شهرستان ، در دامنه هاي جنوبي ارتفاعات بينالود و در 4 كيلومتري دو روستاي معدن سفلي و عليا ، از دهستان فيروزه ، بخش تحت جلگه ، واقع شده است و تمامي فيروزه كاران اين شهر نيز همه بومي و نيشابوري هستند و هنرمنداني در مشهد و اصفهان به اين كار اشتغال دارند.
سنگ فيروزه معمولاً در كنار سنگ چخماق و به صورت رگه هاي بسيار باريك در لابه لاي سنگ هاي آذرين ( آتشفشاني ) شكل مي گيرد. اين سنگ با فرمول شيميايي CU.AL6(PO4)4.(OH).5H2 0 ، از عناصري چون مس ، آلومينيوم ، فسفات ،هيدرواكسيد و آب تشكيل شده كه بسته به نوع و درصد اين تركيبات و محل تشكيل آن ، داراي طيف وسيعي از رنگ آبي كمرنگ ، پررنگ ، سبز روشن و در مواردي تا سبز تيره مي باشد. بهترين و گرانبهاترين نوع آن نيز با رنگ آبي سير و عجمي ناميده مي شود. وزن مخصوص فيروزه بين 62/2 تا 83/2 و سختي آن برابر شيشه يعني 6 است.
انواع فيروزه با توجه به محيطي كه فيروزه از آن به دست مي آيد ( جنس توده هاي معدن ) به دو نوع فيروزه سنگي و خاكي تقسيم بندي شده كه نوع خاكي آن از مسيل ها و رسوبات به دست مي آيد و به دليل عدم تغيير رنگ آن با گذشت زمان ، گران بهاتر و مرغوب تر مي شود . نوع سنگي آن نيز از ميان سنگ هاي آذرين استخراج مي گردد.
از نظر كيفيت ( مرغوب بودن ) فيروزه ، انواع آن قبل از تراش شامل موارد ذيل مي باشد :
1ـ فيروزه عجمي : گرد و درشت است و تقريباً خالص و بدون رگه مي باشد ، رنگ آن آبي سير و گران قيمت ترين نوع فيروزه است.
2ـ عجمي نيم رنگ : از نوع قبلي كم رنگ تر و داراي كمي ناخالصي است.
3ـ عربي : فيروزه تخت ، با لايه هاي نازك است با رنگ آبي سير.
4ـ توفال : مانند عربي است ، داراي ناخالصي بوده و سنگ آن از ميان رفته و فقط لايه اي از فيروزه با رنگ آبي سير باقي مانده است.
5ـ توفال نيم رنگ : از نوع قبلي كمي روشن تر است.
6ـ توفال سفيد : رنگ آبي خيلي روشن دارد ، احتمالاً نام ديگر آن شروام مي باشد.
7ـ چغاله ( چاغوله ) : فيروزه اي درشت ، شبيه عجمي اما به رنگ آبي كم رنگ .
8 ـ شجري : داراي ناخالصي به شكل شاخ و برگ درخت و رگه دار است.
9ـ شكوفه : فيروزه اي است ريزتر از چغاله و فيروزه كمي دارد.
10ـ فيروزه چال يا نرم : اين فيروزه كمي بزرگتر از عدس بوده كه در سنگ هاي معدن ديده مي شود.
11ـ فيروزه درشت : سنگ هاي نسبتاً بزرگي است كه در آن رگه هاي باريك و پراكنده و نازك فيروزه ديده مي شود و نازل ترين نوع آن است.
فيروزه در اثر چربي تغيير رنگ مي دهد و در مقابل رطوبت يا خشكي به سبزي مي گرايد . اشكال مختلف آن را مي توان بيضي ، قلبي ، انگشتري و برجسته ناميد و براي مراقبت و حفظ اصالت فيروزه ، آن را در ميان خاك اره يا ماسه مرطوب نگداري مي كنند .
در گذشته فيروزه را با انفجار صخره ها يا به طريق سنتي با خيساندن سنگ ها استخراج مي كردند ، به اين ترتيب كه قلوه سنگ هاي جدا شده از كوه را در حوضچه هاي پر از آب قرار مي دادند و پس از اين كه قلوه سنگ ها كاملاً خيس و سست مي شد ، آن ها را سايش داده ، فيروزه را جدا مي كردند . اما امروزه با استفاده از يك چرخ برقي ، قطعات سنگ معدن را سايش داده و فيروزه را به سهولت ( با افت كم ) از آن جدا مي سازند .
از فيروزه بيشتر به عنوان نگين و ترصيع در انگشتر ، گردن بند ، دست بند و ظروف نقره استفاده مي كنند و در حال حاضر مراكز مهم فيروزه تراشي نيشابور ، در مجموعه ميراث فرهنگي ( كاروان سراي شاه عباسي ) و مجموعه تاريخي ـ تفريحي آرامگاه خيام داير مي باشد.
ريواس
ريواس ، نوعي ميوه كوهستاني نيشابور است كه در اصل گياهي مرتعي و خودرو بوده و در فصل بهار بر دامنه هاي ارتفاعات شمالي و شرقي شهرستان ، كوههاي بينالود ، مي رويد و از بهترين و مرغوبترين نوع آن در ايران محسوب مي گردد.
اين گياه از زمان هاي بسيار دور در اين شهرستان به عمل مي آمده ، به طوري كه در بندهش ـ يكي از متون كهن ايراني ـ به اين گياه با ديد اساطيري اشاراتي شده و در كتب برخي مورخين و سياحان ايراني و خارجي نيز از طعم و طراوت ريواس نيشابور توصيف ها شده است.
ريواس داراي ساقه هايي سفيد تا ارتفاع 80 سانتي متر بوده و در سر ساقه هاي آن برگ بزرگ و پهني ، شبيه پنجه مرغابي وجود دارد و تنها قسمت ساقه هاي آن خوردني است.ساقه هاي اين گياه ، لطيف و آبدار و طعم آن ترش و مطبوع است و علاوه بر وجود مقدار زيادي املاح معدني و انواع ويتامين ها در آن ، خاصيت دارويي نيز دارد . از ريواس در انواع خوراكي ها ، مربا ، شربت و خورش استفاده مي كنند وشربت ريواس ، مهم ترين محصول فرآوري شده آن به عنوان سوغات نيشابور به ساير نقاط ايران و خارج از كشور ( به ويژه به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس ) صادر مي گردد.
اكنون پس از يادآوري اين نكته كه نيشابور در كنار همه اين قابليتهاي فرهنگي از موقعيت جغرافيايي ويژه اي نيز برخوردار است و هوا ، زمين و آب آن دلپذير ، مرغوب و گواراست فهرست وار به برخي از قابليتهاي تاريخي آن اشاره مي شود :
1ـ منطقه جنوب شرقي و جنوب نيشابور ، بويژه محدوده بين آرامگاه امامزاده محمد محروق و خيام و فضل بن شاذان و راه شوسه نيشابور به مشهد ، بي شك يكي از گرانبارترين خاطرات و عبرتهاي تمدن و فرهنگ شكوهمند اسلامي ـ ايراني را در خود نهفته دارد. در اين منطقه بازمانده هاي كهندژ ( قهندژ) وجود دارد با قدمتي چند هزار ساله كه يكي از چند كهندژ مورد اعتنا در ايران است . از اين كهندژ آثاري چند برجاست كه بايد مرمت و احيا شود تا در معرض ديد و درس آموزي قرار گيرد.
2ـ در جنوب همين منطقه ، در قرون اوليه اسلامي مسجد بزرگي وجود داشته است كه يكي از عجايب جهان اسلام به شمار مي رفته و عظمت آن بگونه اي بوده است كه همزمان 60 هزار نمازگزار مي توانسته اند به اداي فرضيه بپردازد و نيز هزار ستون و بيش از يك صد خادم داشته است.
3ـ شرق و جنوب كهندژ ياد شده گورگاه صدها شخصيت بزرگ مسلمان است كه هر يك در زمانه خود شخصيتي گرانسگ و حرمت انگيز بوده اند از آن جمله اند :
ـ فتال نيشابوري صاحب روضه الواعظين
ـ مسلم بن حجاج نيشابوري صاحب صحيح مسلم دومين كتاب حديث معتبر اهل سنت در اسلام .
ـ ابوالقاسم قشيري صاحب رساله قشيريه .
ـ ابوعلي دقاق استاد و پدرزن ابوالقاسم قشيري . دو عارف بزرگ دنياي اسلام.
ـ ...
4ـ در شرق تپه تراباباد منطقه ملقاباد و محله حيره واقع است كه زادگاه و خفتنجاي صدها شخصيت بزرگ عالم اسلام است و از برگترين محلات نيشابور كهن در دوران اوج و عظمت تمدن اسلام محسوب مي شود. در جنوب غرب ترباباد آرامگاه فضل بن شاذان واقع است .فضل از متكلمين طراز اول شيعه و يار و مصاحب چهار امام همام يعني امام محمد تقي (ع) ، امام حسن عسگري (ع) و بنا به روايتي امام رضا (ع) بوده است و در بين دهها اثر او كتاب «الايضاح » او مشهور است.
5ـ در جنوب غربي و غرب تپه ترباباد بازار كوچك و بزرگ نيشابور كهن واقع بوده است همان بازاري كه شيخ ابوسعيد ابوالخير از آن ياد مي كند و حسن مؤدب را جهت تهذيب نفس براي خريد جگر بند روانه آن مي دارد و پيش از اين ، همين بازار محل عبور كاروان پر شكوه و شوكت حضرت ثامن الحجج و مكان بيان حديث مهم سلسله الذهب بوده است.
6ـ در باغ امامزاده محمد محروق علاوه بر تربت خاكسترگون امامزاده ، كه در سال 200 هـ ق به تيغ بيداد كشته و به آتش ظلم سوخته شد ، آرامگاه حكيم متأله عمر خيام رياضي دان ، فيلسوف و اديب مسلمان قرار دارد. در همين حوالي امام الحرمين جويني مدرس نظاميه نيشابور و استاد امام محمد غزالي خفته است و قبر محمد بن اسلم طوسي از محدثان و عارفان بزرگ ، جلودار موكب حضرت امام رضا (ع) در حين ورود حضرت به نيشابور ، نيز در همين منطقه است.
7ـ برخي ديگر از جاذبه هاي فرهنگي و تاريخي نيشابور به قرار زير است :
ـ بناي آرامگاه فيلسوف و رياضي دان نامي حكيم عمر خيام نيشابوري .
ـ بقعه و بناي آرامگاه امامزاده محمد محروق و باغ دلگشاي آن.
ـ بقعه و بناي آرامگاه شيخ فريدالدين عطار نيشابوري و باغ چشم نواز آن .
ـ آرامگاه هنرمند نقاش استاد محمد غفاري ( كمال الملك ) .
ـ بقعه و بناي آرامگاه فضل بن شاذان.
ـ بقعه و بناي آرامگاه سعيد بن سلام مغربي ( ايتاليايي ).
ـ تپه آلب ارسلان ( ترباباد )
ـ غار ابراهيم ادهم ( محل عبادت ابراهيم ادهم و محل ملاقات شيخ ابوسعيد ابوالخير و ابوعلي سينا و خفيه گاه شيخ حسن جوري )
ـ رباط شاه عباسي و موزه نيشابور در همين مكان همراه با كارگاههاي مختلف صنايع دستي نيشابور.
ـ مسجد جامع نيشابور ( دوره تيموريان ).
ـ باغ تقي آباد و منزل استاد كمال الملك در حسين آباد نيشابور.
ـ قدمگاه و چشمه گواراي آن كه با گامهاي حضرت رضا (ع) تبرك يافته است.
ـ رباط قدمگاه ( دوره صفويه ـ شاه عباس ) .
ـ بهره مندي از دلگشاترين قسمت جبال بينالود و شيرباد بلندترين قله خراسان.
ـ بهره مندي از ييلاقهاي دلگشا در شمال شهر و 12 رودخانه دائمي.
ـ بهره مندي از يكي از بزرگترين اردوگاههاي تفريحي ، فرهنگي با هكتارها وسعت و دو سد و باغهاي دلگشا ( اردوگاه شهيد رجايي باغرود ).
ـ بهره مندي از مرغوبترين ميوه كوهستاني و شفابخش يعني ريواس .
ـ بهره مندي از بهترين فيروزه جهان در معدن فيروزه آن.
ـ آتشكده آذربرزين مهر يكي از سه آتشكده بزرگ ايران باستان
ـ بزرگترين فرهنگسراي خراسان ( فرهنگسراي سيمرغ ).
نيشابور پيش از اسلام نيز پيشينه اي درخشان داشته است و پس از اسلام تا پيش از حمله مغول چهار راه عبور كاروان تمدن و فرهنگ ايران و اسلام بوده است و هزاران دانشمند را درخود پرورده است و در زمين خود پذيرفته است در كتاب تاريخ نيشابور الحاكم از چهار هزار شخصيت علمي نام برده مي شود كه در اين شهر بوده اند. تحصيل كرده اند يا به تدريس اشتغال داشته اند . طبق تحقيق دكتر ناجي معروف در مقاله « مدارس پيش از نظاميه » از 33 مدرسه عالي در تمام جغرافياي تمدن اسلامي 27 مدرسه عالي در نيشابور تأسيس شده و فعاليت داشت است. اكنون تمام آن سوابق تاريخي و فرهنگي در اين شهر گرانقدر مدفون شده است اين شهر خودبخود يك موزه عبرت انگيز تاريخ است هركجاي آن را كه بكاوي به دفينه اي ، سفالينه اي ، دژي ، سنگ مزاري ، تنديسي و بنايي برمي خوري كه يادآور تمدن پيشين ايران و اسلام است. نيشابور شهري نيست در كنار ديگر شهرهاي ايران ، نيشابور بي اغراق خود تكه اي عظيم و اساسي از ايران بزرگ و تمدن اسلام است.